![]() ![]() |
به نام هستی بخش عالم
{ از خطبه های آن حضرت در بی اعتباری دنیا و دل نبستن به آن }
پس به عزت و ارجمندی دنیا و فخر کردن در آن دل مبندید و به زیور و نعمت آن فریفته نگشته و خوشحال نشوید. از سختی و رنج آن فغان و زاری نکنید.، زیرا ارجمندی در دنیا و فخر کردن به آن از میان میرود و زیور و نعمت آن فانی میگردد و سختی و رنج آن تمام میشود. هر مدت و زمانی در آن پایان خواهد داشت. آیا در آثار پیشینیان چیزی نیست که شما را باز بدارد. آیا درگذشتن پدران شما غبرت و پندی نیست اگر تعقل و اندیشه نمایید؟ آیا ندیدید که گذشتگان از شما باز نمیگردند و جانشینان آنها که زنده هستند باقی نمیمانند؟ آیا اهل دنیا را بر حالات گوناگون نمیبینید که روز را بشب رسانده و شب را صبح مینمایند؟ آگاه باشید در هنگام شتاب به انجام کارهای زشت مرگ را بیاد آورید و که لذت ها و خوشی ها را ویران میکند و آرزو ها را قطع مینماید.
نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط;mibs
|
یا ذو الجلال و الاکرام
{ از سخنان ایشان که به خطبه ی الاشباح معروف بوده و در جواب سؤال شخصی که از ایشان خدا را به قسمی برای وی توصیف نماید، پاسخ داد }
ای سؤال کننده بنگر و هر صفتی از صفات او را که قرآن به تو راهنمایی کرده پیروی نما و به نور هدایت قرآن روشنایی را به دست آر. پس تو نیز اکتفا کن به آنچه قرآن کریم راهنماییت نموده. عظمت و بزرگی خداوند را به اندازه ی عقل خود نسنج که هلاک و تباه خواهی شد.
گواهی میدهم به اینکه هر کس تو را تشبیه کند در حقیقت نفس امر تو را نشناخته و یقین ننموده که مثل و مانندی برای تو نیست. گویا نشنیده است بیزاری جستن بت پرستان را از بتهایی که میپرستیدند، آنگاه که میگویند: " به خدا سوگند که ما در ضلالت و گمراهی آشکار بودیم هنگامی که شما را با پروردگار عالمیان برابر مینمودیم ". دروغ گفتند آنان که تو را برابر نمودند زمانیکه بر زمانی که تو را با بتهایشان تشبیه کرده و به سبب اوهام بیهوده ی خود حضرتت را مانند آفریده شدگان جلو دادند و با اندیشه های خویش تو را مانند اجسام دارای اجزاء دانستند. گواهی میدهم کسیکه تو را به چیزی که تو آفریده ای مساوی دانست از تو برگشته و کسی که از تو برگشت کافر است.
نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط;mibs
|
یا رب تو خود پناه من باش
{ از خطبه های آنحضرت (ع) در مورد صفات کسی که خداوند او را بسیار دوست دارد و کسی که خداوند با او دشمن است }
بندگان خدا، دوست ترین بندگان نزد خدا بنده ای است که خداوند او را بر تسلط به نفس خویش کمک و یاری کرده است. پس چراغ هدایت در دل او روشن شد. فکر و اندیشه نمود، پس بینا شد. یاد از خدا کرد، پس اعمال نیکو را بسیار گردانید. جامه های شهوات و خواهشهای نفس را از تن بیرون کرده و از همه ی منظورها خود را تهی نموده و منظوری ندارد مگر یکی (که آن رضا و خوشنودی پروردگار است). پس از کوری و معاشرت با هواپرستان رهایی یافت. یقین او مانند یقین به نور و روشنی آفتاب است. نفس خود را برای خدا قرار داده، کردار خود را برای خدا پاک گردانیده و حقتعالی هم او را برای خود اختیار کرده. حق را بیان میکند و خود بر طبق آن رفتار مینماید.
بنده ی دیگری خود را عالم و دانشمند میداند در صورتی که نادان است؛ پس از نادانان نادانی ها و از گمراهان گمراهیها فرا گرفته. کتاب را بر اندیشه های خود حمل نموده و حق را طبق خواهشهای خویش قرار داده. گناهان بزرگ را آسان مینماید. پس صورت، صورت آدمی و دل، دل حیوان است. پس او مرده ایست در میان زنده ها.
کجا میروید و چگونه شما را برمیگردانند؟ چگونه حیران و سرگردان هستید حال آنکه عترت پیغمبر شما در میان شما است؟
{ از سخنان ایشان در ذکر پاره ای از صفات حقتعالی و پند دادن به مردم برای برداشتن توشه ی سفر آخرت }
سپاس حداوندی را سزاست که بدون دیده شدن به چشم شناخته شده است. اوست آفریننده و اختراع کننده ی خلایق بی سابقه و مانند. اوست معبود خلایق و روزی دهنده ی آنها. اوست خداوندی که در عین وسعت و رحمت خود عذابش بر دشمنان سخت است و در عین سختی عذاب، رحمتش دوستداران را فرا گرفته. به هر که از او درخواست کند عطا میفرماید و هر که به او قرض دهد، قرض خویش را اداء خواهد فرمود.
بندگان خدا، خودتان را بسنجید پیش از آنکه سنجیده شوید. به حساب خویش رسیدگی کنید پیش از آنکه حساب شما را وارسی کنند.
نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط;mibs
|
سلام. امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید.
قابل توجه عزیزانی که منت میزارن و به میبس سر میزنن:
وبلاگم رو به دو بخش تقسیم کردم و بخش نوشته هایم رو در یه وبلاگ دیگه زدم. خوشحال میشم به میبس سر بزنید.
http://afsaneyemibs.blogfa.com
" دوستدار شما میبس "
یا حق
نوشته شده در شنبه 13 بهمن1386ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط;mibs
به نام حضرت دوست که هرچه دارم از اوست
{ ازخطبه های آن حضرت که در آن درود فرسادن بر پیغمبر (ص) را به مردم یاد میدهد }
بار خدایا، ای گستراننده ی زمینها و نگاه دارنده ی آسمانها، قرار ده بزرگترین درودها و افزونترین برکتهایت را بر محمد، بنده و فرستاده ی خود که ختم کننده بود آن را که به پیغمبران پیش آمد. راه بسته شده را گشود و حق را بحق آشکار کرد. به امر و فرمان تو قیام کرد و برای بدست آوردن خوشنودی تو شتاب نمود؛ بی آنکه از سبقت و پیش افتادن بماند و در اراده و تصمیمی که داشت سستی بورزد. وحی تو را ظبط کرد و عهد و پیمانت را نگاه داشت. برای کسی که در راه کج میرفت راه حق را روشن و هویدا نمود. پس او امین و درستکار و خزینه ی علم و اسرار تو است.
{ از خطبه ها ی ایشان که مردم را به ترغیب صفات پسندیده امر میفرماید }
خدا رحمت کند مردی را که سخن پسندیده ای بشنود و بپذیرد. کمربند راهنما را بگیرد و عمل خالص پیش فرستد. کردارش نیکو و شایسته باشد. بر خواهش نفس خود غلبه نماید و آرزوهایش را دروغ پندارد. شکیبایی را مرکب نجات و رستگاری خویش قرار دهد. تقوا و پرهیزکاری را توشه ی مرگ خویش گرداند و در راه روشن قدم بنهد. مهلت چند روز زندگی را غنیمت شمرده و فرصت را از دست ندهد. آماده ی مرگ باشد و از کردار توشه بردارد.
{ از سخنان آنحضرت که به وسیله ی آن دعا میفرماید }
خدایا بیامرز آنچه را از من که تو به آن داناتری. پس اگر من باز گردم، تو آمرزش را به من باز گردان. خدایا بیامرز آنچه که من با خود وعده کرده ام و وفای به آن عهد را از من نیافتی. خدایا بیامرز آنچه که من بآن به سوی تو به زبانم تقرب میجویم و دلم بر خلاف آن است. خدایا بیامرز اشاره های گوشه های چشم را، گفت های بیهوده، آرزوهای دل و لغزشهای زبان مرا.
{ از سخنان آنحضرت در سپاسگزاری مردم از نعمتها و بخششهای خداوند متعال }
ای مردم، زهد و دل نبستن به دنیا، کم کردن آرزوها، سپاسگزاری از نعمتها و اجتناب و دروزی از حرام ها است. پس اگر به این سه چیز دست نیافتید، حرام بر شکیبایی شما غلبه پیدا نکند.
{ از سخنان ایشان درباره ی صفت دنیا }
چگونه وصف کنم سرایی را که اول آن رنج و آخر آن نیستی است؟ کسی که در آن غنی و بی نیاز شد، در فتنه و بلا افتد و کسی که در آن نیازمند و درویش باشد، غمگین است. کسیکه در تخصیل آن کوشید به آن نمیرسد و کسی که در طلب آن نکوشید دنیا به او رو کند. کسی که به آن نگریست، دنیا او را بینا و آگاه کرد و کسی که به زینت و آرایش آن نگاه کرد، دنیا او را نابینا گردانید.
{ از خطبه های ایشان که آن را خطبه ی غراء مینامند و از خطبه های شگفت آور است }
سپاس خداوندی را سزاست که به قدرت و توانایی خود غالب، و به فضل و احسانش نزدیک است. بخشنده است هر فایده و سودی را و دفع کننده است هر بلای بزرگ و سخت را. بر احسانهای پی در پی و نعمتهای واسعه اش او را حمد مینماییم. به او ایمان میآوریم که اول و هویدا است. از او راه هدایت را میطلبیم که نزدیک و راهنماست. از او یاری میجوییم که غالب و تواناست. به او توکل مینماییم که کافی و یاور است. گواهی میدهیم که محمد – صلی الله علیه و آله – بنده و فرستاده ی او است.
بندگان خدا شما را سفارش میکنم به تقوی و ترس از خدایی که برای مثلها زده، لباسها به شما پوشانیده، به کردار شما احاطه دارد و جزای آن را در کمین نهاده. به وسیله ی حجتهای آشکار شما را ترسانیده. شما را به شمار آورده و مدت عمر و زندگانی شما را در دار آزمایش و سرای عبرت تعیین نموده.
شما در دنیا امتحان میشوید. پس سرچشمه ی دنیا تیره و گل آلود است. منظره ی آن شگفت آور است. فریبنده ایست که نیست میشود. تکیه گاهی است که رو به خرابی میرود. مرگ از هلاک کردن باز نمی ایستد. بازماندگان از ارتکاب گناه دست باز نداشته و پشیمان نمیشوند. از رفتار گذشتگان پیروی مینمایند.
{ قسمتی از همین خطبه در مورد خلقت بدن انسان و ذمر نعمتهای حقتعالی }
خداوند متعال برای بهره بردن شما دو گوش را آفرید تا آنچه را لازم است حفظ کنند. دو چشم را قرار داد تا از تاریکی رها گردیده و بینا شوند. مدت عمر و زندگی را از شما پنهان داشته. از آثار گذشتگان پیش از شما برای شما، عبرتها باقی گذاشت از لذت و بهره ای که از دنیا بردند و از طول مدت و فراخی که قبل از گلوگیر شدن ریسمان مرگ به آنها نصیب شده بود. آیا کسی که در جوانی و توانایی است، انتظار میبرد غیر پیری و خمیدگی را؟ آیا کسی که تندرست است غیر بیماریهای گوناگونرا چشم به راه است؟ آیا کسی که باقی و برقرار است جز فتا و نیستی را منتظر است؟
وصیت و سفارش من به شما پرهیزاری است و ترس از خدا که به وسیله ی آنچه ترسانده جای عذر باقی نگذاشته و به آنچه واضح و آشکار نموده حجت تمام کرده است.
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط;mibs
|